- عنوان:
- Minoo Majidi
- شناختهشده به نام:
- Patriotic citizen
- نام کامل:
- Minoo Majidi
- سمت:
- Murdered by security forces
- محل تولد:
- -
- تاریخ تولد:
- -
- نشانی فعلی:
- -
- شهر فعلی:
- -
- کشور فعلی:
- -
- نشانی مخفیگاه:
- -
- شهر مخفیگاه:
- -
- کشور مخفیگاه:
- -
- تلفن:
- -
- مبلغ پاداش تحقیقاتی (دلار):
- -
- سازمان پرداختکنندهٔ پاداش:
- -
- پیوند پاداش:
- -
- برآورد ثروت:
- -
- زمان ایجاد:
- Dec 08, 2025
After the 1979 revolution, as the clerical regime consolidated power, Minoo—like many educators, minorities, and independent thinkers—faced persecution. During the regime’s so-called “Cultural Revolution,” she was dismissed from her teaching position, part of a purge designed to silence dissent and enforce ideological conformity in schools and universities. Yet despite this injustice, Minoo did not withdraw from public life. In the 1990s, she turned her energy toward volunteer work, becoming a table tennis coach for deaf and hard-of-hearing students—a quiet but powerful act of social solidarity that reaffirmed her commitment to inclusion, dignity, and the empowerment of the vulnerable.
When news of Mahsa (Jina) Amini’s death in the custody of the Morality Police spread across Iran on September 16, 2022, Minoo—herself Kurdish—felt the weight of the collective grief and anger that stirred the nation. The people of Kermanshah joined citizens across Iran in rising up, demanding an end to oppression and the restoration of fundamental rights long denied.
On September 20, 2022, only days after the protests began, Minoo Majidi walked into the streets of Kermanshah to stand with her fellow citizens. Before leaving her home, she expressed the principle that had guided her entire life:
“If I don’t go to protest, who will?”
In those simple words echoed decades of integrity, courage, and devotion to justice—values she had instilled in her children, her students, and all who knew her.
For historians, Minoo’s life embodies the moral backbone of a people who, despite decades of pressure, continue to rise. And for the Iranian nation, she remains a symbol of steadfastness—a mother, a teacher, and a citizen who answered history’s call when her homeland needed her most.
فارسی
در میان برگهای پرآشوب تاریخ معاصر ایران، مینۆ مجیدی چهرهای استوار و درخشان است؛ زنی کُرد از جامعهٔ یارسان که زندگیاش سرشار از مقاومت، مهر و تعهد به مردم بود. او در ۲۰ تیر ۱۳۳۹ در قصر شیرین، در مرزهای غربی ایران، به دنیا آمد و بعدها در کرمانشاه زندگی کرد؛ شهری که در آن بهعنوان همسری فداکار، مادری مهربان برای دو دختر و یک پسر، و معلمی محبوب و تأثیرگذار شناخته میشد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و استقرار حکومت روحانیون، موجی از سرکوب متوجه معلمان، اقلیتها و آنان که مستقل میاندیشیدند شد. مینۆ نیز در جریان آنچه حکومت «انقلاب فرهنگی» مینامید، از کار برکنار شد؛ پاکسازیای که با هدف حذف صداهای مستقل از مدارس و دانشگاهها اجرا شد. اما او تسلیم نشد. در دههٔ ۱۳۷۰، با روحیهای خدمتگرا و امیدبخش، فعالیت داوطلبانه را آغاز کرد و مربی تنیس روی میز دانشآموزان ناشنوا و کمشنوا شد؛ اقدامی که نشان از باور عمیق او به آموزش، برابری و کرامت انسان داشت.
با انتشار خبر جانباختن ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، موجی از اندوه و خشم سراسر ایران را فراگرفت. مردم کرمانشاه نیز همچون دیگر شهرهای ایران به خیابان آمدند و پایان یافتن سرکوب و تبعیض را فریاد زدند.
تنها چهار روز بعد، در ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، مینۆ مجیدی نیز به صف معترضان در خیابانهای کرمانشاه پیوست. پیش از خروج از خانه، جملهای گفت که سالها منش و شرافت او را خلاصه میکرد:
«اگه من نَرَم اعتراض کنم، پس کی میره؟»
این سخن ساده اما عمیق، پژواک دههها شجاعت، صداقت و مسئولیتپذیری بود—ارزشهایی که او در قلب فرزندانش، شاگردانش و همهٔ اطرافیانش کاشته بود.
از نگاه تاریخنگاران، زندگی مینۆ مجیدی نمونهای است از ستونهای اخلاقی ملتی که با وجود دههها فشار و تبعیض، همچنان به پا میخیزد. و برای مردم ایران، او نمادی از پایداری و شرافت است—مادری، معلمی و انسانی آزاده که هنگامی که وطنش به او نیاز داشت، در کنار مردم ایستاد.
موقعیت ارائه نشده است.